کد خبر: ۲۴۴۳۴۹
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۱ 12 June 2016

روزنامه امروز خراسان جنوبی چاپ بیرجند روز یکشنبه 23 خرداد ماه 95 یادداشتی با عنوان « محیط زیست، مرگ تدریجی زمین ! » به قلم محمد راعی فرد را در شماره 3084 خود منتشر کرد.

ادامه نوشته به این شرح است: چالش انسان با طبیعت از ابتدای خلقتش همزاد او بوده و هست.
آنگاه که بشر اولیه توانست طی قرن های متمادی مدنیت را به آهستگی بیاموزد، دریافت که ارتباطش با طبیعت جدایی ناپذیر بوده و همواره از هم متاثرند و برای هم.
اما دیری نپایید که با رشد جمعیت جهان و پیچیدگی های اجتماعی در تغییرات سبک و روش زندگی و زیاده خواهی های حکومت ها برای دستیابی به مناطق جدید و بهره گیری بیشتر از امکانات طبیعت راه را برای تخریب و نابودی و جدایی انسان از آن فراهم نمود.
اواخر قرن 20 و شروع قرن 21 واقعیاتی تلخ را آشکار نمود که تمامی کشورهای جهان را به فکر تدوین و اجرای قوانینی سخت انداخت که در آن سعی شده بود تا از نابودی کره خاکی و به تبع آن نابودی نسل بشر جلوگیری شود.
بالا رفتن دمای کره زمین و از هم گسیختگی لایه ازن و تولید گازهای گلخانه ای، نابودی جنگلها، آب شدن یخهای قطبی، تغییرات جوی و اقلیمی، خشکسالی های پایان ناپذیر، آلودگی وحشتناک و مرگبار هوا، آلودگی های صوتی و مواد غذایی و صدها و هزاران آلودگی دیگر که به شکلی احمقانه و خودخواسته گریبان بشر قرن 21 را گرفته و گلویش را می فشارد.
نسل بسیاری از جانوران نابود و یا در شرف نابودی اند، جانورانی که گاه در طبیعتی اینچنین فراخ و بزرگ به عدد شمارش می شوند.
چه اتفاقی برای انسانیت انسان رخ داد که او را اینگونه پرخاشگر و مهاجم و زیاده خواه نمود چرا بشر از طبیعتش هر روز دورو دورتر شد؟!
چرا نابودی زیست بومش و حیوانات تا این حد او را به وجد می آورد ؟! نشانه می رود، نفس در سینه حبس می کند، نوک مگسک زیر نقطه سیاه ، سیبل او آهویی است با چشمانی درشت و جنینی در شکم ، ماشه را می چکاند ...بنگ ! بنگ!
پژواک انفجاری و رها شدن گلوله ای مرگبار... آهویی در خون خویش می غلطد دست و پایی ناامیدانه می زند و چشمان درشتش ناباورانه و از حدقه بیرون زده ، به نقطه ای نامعلوم خیره شده و زبانش از دهان نیمه بازش بیرون افتاده...تمام!
جنگلی که هزاران سال در بازسازی خویش زندگی می کرد و برای زمین نفس فراهم می نمود ، اینک با تبری و اره های برقی با دندان های نهیب و برنده ،تراشیده می شود.
فریادی ندارد که از حلقوم بیرون کند، شاید سقوط سنگین و پر سروصدایش همان ناله و فغان مردنش باشد، اشکی ندارد که از درد فرو ریزد.
انسان با تمام غرور و نخوت و خودخواهی و دیوانگی اش او را می تراشد و نابودش می کند.
از درختی درب و پنجره و کاغذ و میز وصندلی می سازد و از قاچاق چوبش هر روز چاق و چاقتر می شود و آنگاه اندک بارشی که می شود سیلی مهیب همین انسان را در خود غرق و نابود می کند.
ماشینی که با چهار چرخ چوبی در ایالت مانهایم آلمان اختراع و به راه انداخته شد، اینک تبدیل به هزاران مدل و میلیاردها خودرو در آپشن های باورنکردنی، شهرها و روستاهارا به تصرف خویش درآورده و عاملی برای فخر و شخصیت زایی، ابزاری که تبدیل شده برای خودکشی جمعی بشر امروز.
هر ساله میلیون ها نفر در جهان توسط خودشان نابود می شوند یک خودکشی حساب شده و خودخواسته، گازهایی که از لوله اگزوز خودروها در هوای شهرها تزریق و به درون ریه ها مکیده می شوند که بر تمام اعضا و جوارح بدن تا حد نابودی تاثیر می گذارند.
تالاب هایی که خشک شدند، دریاچه هایی که در معرض محو از نقشه جغرافیایی اند.
رودخانه هایی که کودکان این نسل بر بستر خشک آن بدنبال توپ می دوند.
چاه های عمیقی که هر روز عمیق تر شده و دشت هایی که نشست می کنند و آب هایی که شورتر می شوند و آسمانی که فقط نگاهت می کند بدون آنکه ببارد، گرد و غبار هایی که هرروز شهری را درخود غرق می کند و غبارهایی که چند سالی است سر و کله یشان پیدا شده.
مواد غذایی که آلوده و یا کم خاصیت شده اند ، سموم دفع آفات و کودهای شیمیایی که بر کشاورزی سایه ای شوم افکنده و بشر را به این باور رسانده تا باز برود به سوی ارگانیک کردن محصولاتی که خیلی قبل تر ها داشت.
آلودگی محیط زیست خانگی نیز به نوعی دردسرساز شده و در سطح جامعه به شکل حادتر و خطرناک تر چهره نشان می دهد.
محیط بانان محیط زیست خود قصه پر غصه ای دارند معمولا یا هدف تیر بزدلان و قانون ستیزان طبیعت دزد می شوند یا اگر برای دفاع از طبیعت و حیوانات باقی مانده پر ارزشش دستی بر اسلحه می برد، می شود طعمه قانون و تا پای بدار آویخته شدن پیش می روند.
محیط زیست اینک هنوز بازیچه دست بشری است که بی رحمانه دارد خودزنی و خودکشی می کند، بشر عجیب الخلقه ای که بالاخره به شرایطی رسیده که باید به ساز طبیعت برقصد، اویی که بسیار تلاش کرد طبیعت به سازش برقصد، نشد که نشد! محیط زیست یعنی زندگی و استفاده بهینه از طبیعتی که نباید آزردش، زخمی اش کرد، داشته هایش را به یغما برد و به دیوارها آویز کرد.
پس از یک قرن این طبیعت است که دارد از انسانی که آزرده اش انتقامی سخت می گیرد.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار